به نام خدا
گاهی اوقات هنگام رانندگی در سطح شهر به حرکت زشت و ناپسندی بر می خوریم که سخت رنجیده و آزرده خاطر می شویم و چاره ای جز حرص خوردن و آه کشیدن نداریم و آن پرتاب آشغال از طرف سرنشینان خودروی که جلوتر از ما در حرکت است به بیرون می باشد، و ما در مقابل عملی انجام شده قرار می گیریم که ناخودآگاه تسلیم می شویم و امکان اینکه پا بر گاز ماشین بگذاریم و شخص و ماشین خلاف کار را دنبال کنیم برای مان مقدور نیست چون تبغات ناخوشایندی دارد که از جمله ی آن ها تصادفات یا درگیر شدن یا نقض مقررات رهنمایی و رانندگی است.
پرتاب شیئ یا ته مانده ی غذا یا دستمال کاغذی یا پوست میوه یا بطری آب و نوشابه از داخل اتوموبیل به فضای خارج و به سطح کوچه و خیابان عملی است که قابل بخشش نیست و بی تعارف این رفتار چه از طرف بزرگتر ها و چه کوچک ترها باشد ریشه در آداب و فرهنگ خانواده دارد و آنچه در این کار غیر فرهنگی و غیر بهداشتی به چشم می خورد جایگاه ما بزرگتر ها در پشت این قضیه است که می بایستی بیشتر به آن نگریست هرچند این روزها بخاطر تلاش معلمان و آموزش آموزگاران در مدارس به دانش آموزان شاهد این مسئله هستیم که کودکان مان توجه ویژه ای به نوع رانندگی ما بزرگتر ها دارند و عملاً ما را در بهتر رانندگی کردن و رعایت قوانین و مقررات راهنمایی و رانندگی کمک می کنند و توصیه های ایمنی را کنار گوشمان زمزمه می کنند و حتماً سفارشات آموزگاران و معلمان پرورشی را در مورد رعایت بهداشت محیط و جامعه و اینکه ریختن آشغال در معابر به نوعی گناه است را مد نظر قرار می دهند.
اما به راستی ما پدر و مادرها چگونه به این قضیه می نگریم و فرزندان مان را چگونه آموخته ایم که هرگاه در ماشین به تناول غذا یا حتی شکلات و آب میوه مشغول شدند با دور ریز آن ها که شامل پوست آب نبات یا پوست آب میوه یا غیره است چه کار باید بکنیم ؟ آیا فکری برای این آشغال ها در ماشین کرده ایم آیا جایی در ماشین های مان برای آشغال در نظر گرفته شده است؟ یا اینکه طراحان خودروها اصلاًٌ به این مسئله اهمیت نداده اند شاید هم مقررات راهنمایی و رانندگی با مصرف خوراک در ماشین هنگام حرکت منافات داشته باشد البته این مسئله در باره ی راننده کاملاً صدق می کند اما دیگر سرنشینان چطور؟ و چرا با این مسئله بی اهمیت برخورد شده و آیا تعبیه یا قرار دادن محیطی کوچک و مناسب به منظور نگهداری آشغال تا رسیدن به مقصد کار سخت و محالی است؟
دوستی دیگر پیشنهاد جالبی داشت و آن این بود که می گفت یکی از موارد امتحانات عملی و کتبی راهنمایی و رانندگی در هنگام اخذ گواهینامه می تواند تاکید بر این مورد باشد که ریختن آشغال از درون ماشین به بیرون جریمه های سنگین در پی خواهد داشت، هم به دلیل کثبف نمودن سطح معابر و خیابان ها و هم به علت پرت شدن حواس رانندگان پشت سری و هم به خاطر اهانت به فرهنگ دیگر شهروندان.
آنچه بیشتر مورد نظر برادران مشفق و بنده در ارائه ی این نوشته است رفتار ما بزرگ ترها با کودکان و فرزندان مان در این زمینه است که تا چه اندازه با آنان کارهای فرهنگی کرده ایم و آیا جلوی روی آنان مبادرت به کشیدن سیگار می کنیم؟ و آیا خودمان در حضور کوچک ترها از داخل ماشین آشغال به بیرون پرت می کنیم و آیا کیسه زباله یا سطل کوچک آشغالی برای این منظور در خودروی خود قرار داده ایم؟ و در کل موضع مان در برابر کسانی که به حریم بهداشتی و فرهنگی جامعه تجاوز می کنند چگونه است و آیا رفتاری که در حضور فرزندان مان داریم و عکسل العمل هایی که به نوع رفتار و کردار دیگر شهروندان جامعه چه خوب و چه غیر اخلاقی از خود نشان می دهیم بار آموزشی دارد یا نه و می تواند کلاس تربیتی و آموزشی با ارزش و قابل قبول برای فرزندان مان و آینده اشان باشد؟
تقاضایی که به عنوان یک شهروند از همشهریان عزیز می رود این است که بزرگتر ها کمی بیشتر به این مسئله اهتمام بورزند و کودکان و نوجوانان خود را بیاموزند که شهر پاک یعنی نابودی مگس و دیگر حشراتی که در انتقال کثافات و انواع بیماری ها سهم بسزایی را ایفا می کنند و رعایت بهداشت یعنی از بین رفتن موجودات موذی که در جداول خیابان ها و زیر پل ها زندگی می کنند و خودمان با رعایت مسایل بهداشتی و عمل به انجام ندادن کارهای خلاف از جمله پرتاپ نکردن آشغال به سطح خیابان عملاً به کوچک ترها نشان دهیم که می توان با فرهنگ غنی شهرنشینی و ادب خانوادگی به جنگ مشکلات و برخی نارسایی های شهری رفت و با توجه به این رفتار های برخاسته از آیین غنی اسلام که هم صرفه جویی را مورد توجه قرار داده و هم بهداشت و نظافت را می توانیم شهری پاک با مردمی پاک بین و پاک رفتار و پاک اندیش داشته باشیم.
با آرزوی اینکه در محیط خانواده به این مسائل فرهنگی و بهداشتی اهمیت بیشتری داده شود و به امید آن روزی که سطح خیابان های شهر کازرون عاری از هر گونه آشغال وکثافات باشد و شاهد روزی باشیم که هر پدر و مادری به عنوان اولین معلم، کلاس درس فرهنگ و ادب خود را در محیط خانواده راه اندازی کنند و هر شهروند خود به عنوان یک مسوؤل بهداشتی عمل کند تا فرهنگ والای کازرونی با سهل انگاری بزرگ ترها آسیب نبیند.
یا حق

.jpg)